کتاب 3: هزار خورشید تابان...

فقط می تونم بگم دوست داشتم ساعت ها بعدش گریه کنم...

راستش تو روال داستان زیاد غافلگیر نشدم جز انتهاش که بعد از مرگ شخصیت اصلی فکر میکردم چرا کتاب تموم نشده؟ تا اینکه به خط آخر کتاب که رسیدم فهمیدم خدا تو آفرینش هر آدمی یه دلیل خیلی خیلی خیلی خاص و منحصربفرد گذاشته که گاهی ابعاد اون پس از مرگ آدم منتشر میشه...

و اینکه بعد از مدتها یه کتابو بدون زمین گذاشتن خوندم... دلم برای این حس تنگ شده بود...

785151_RTIArKXz.jpg 

پ.ن: ممنون از آ. عزیزم بابت معرفی و امانتش

/ 1 نظر / 9 بازدید
شعیب

سلام یک عمردرانتظاری تابیابی آن را که درکت کند وتوراهمان گونه که هستی بپذیرد و عاقبت در می یابی که اوازهمان آغازخودت بوده ای