به داده و نداده ات شکر...

چند روز مونده به تولدش یهویی همه چیز خودبخود جور میشه و خانوادگی سفر مشهدشون هماهنگ میشه...

با خودش فکر میکنه اینکه شب تولدش رو تو حرم امام رضا بگذرونه یعنی کل اون سال رو بیمۀ امام رضا میشه و بهترین سال عمرش رقم میخوره...

فکر میکرد بهترین سال عمرش یعنی اینکه به همۀ برنامه هاش میرسه...

انقدر به این گارانتی و بیمه شدنه اعتقاد داشت که گاهی تلاشهاش هم کمرنگ میشد چون به نتیجه باور داشت...

اما الآن باز شب تحویل پروژه داره و باز فیلسوف شده...

به این فکر میکنه که درسته امسال مثل برنامه پیش نرفت امــــــــــــــــــــــــــّــــــــــا... خیلی همه چیز خوب بود...

منطقی تر که نگاه میکنه می بینه میشد خیلی اتفاقها بیفته که نیفتاد... که به خیر گذشت... به معنای واقعی به خیر گذشت... نمیدونه چی بود یا برای کی بود اما خداروشکر میکنه که همه کنارش سالمن و به روزهای پیش رو امیدوار...


هشتگ کنار تو درگیر آرامشم خدا

/ 0 نظر / 29 بازدید