اختصاصی برای شکلات بانو...

تو فوروم هایی که عضو بودم گاهی با بعضیا صمیمی تر میشدیم بی اینکه هیچ شناختی داشته باشیم...

حالا این حس رو تو وبلاگم دارم تجربه میکنم...

این که چندروزی فکرم از شکلات بانو رها نمیشه... خدایا به خودش و خونواده ش آرامش بده...

خوش به حال پدربزرگش... چقدر محبوب خدا بود که خدا اونو اینجوری برد پیش خودش...

/ 0 نظر / 7 بازدید