پرشین پرانی...

پرشین و پریدنش باعث شده هر وقت میخوام بیام اینجا ناخودآگاه تو سرم بشنوم

بی اعتمادم کن به همۀ دنیاا....

 

فصلی از زندگیم بود پرشین... یعنی پرشین همراه فصل عجیبی از زندگیم بود... این 4 سال آخر عمرم (تا امروز) خیلی پخته ام کرد انقدر که سوختم! با این تذکر که از ابتدا هم همچین خام خام نبودم... 

چی بهم که نگذشت تو 92 تا 96... لیسانسی گذروندم تو این 4 سال برای خودم... تز آخرش که دیگه واویلا................................................................

شکرایزد که به اقبال کله گوشۀ گل....

 

پی نوشت: پرشین ترکید و احیا شد هنوز این ساعت گوربگوریش درست نشده و من هر بار باید دستی درستش کنم!

 

/ 0 نظر / 21 بازدید