اجرم با امام حسین

امسال هم مثل پارسال، و سال پار و سال پارتر از پار اربعین قسمتم نشد که برم کربلا... یعنی اصلاً اقدامی در راستاش نکردم که حالا بگم قسمتم نشد

منتها... امسال یه حرکتی زدم بعد عاشورا باورم نمیشه... بین یه پسر و مادر که سه سال بود با هم حرف نمیزدن آشتی ایجاد کردم... 11 مهر مصادف با 23 محرم امسال خدا یک توفیق عجیبی بهم عطا کرد که تازه امروز وقتی م. از خونه خ. ا. برگشت و تعریف کرد که ف. از د. و شوخیهایی که باهاش میکنه گفته داشتم از ذوق بال در میاوردم که توفیق آشتی دادن اونها با من بود...

الآن داشتم پیش خودم فکر میکردم حالا که نرفتم کربلا بهرۀ من از این چله اربعین چی بود... که یهو حس کردم چه توفیقی بالاتر از این که به گفتۀ اون مادر، تنها مشکلش تو زندگی این بود که پسرش باهاش حرف نمیزد...

ع. ح. نوشت: زن عصمت و سیرته نباید اصلاً اربعین بره کربلا؛ چه معنی داره گوشۀ خیابون بمونه :) چقدر اینا فاضلن خدای من :)

/ 0 نظر / 21 بازدید