کتاب 3: هزار خورشید تابان...

هزار خورشید تابان 

نوشته خالد حسینی

ترجمه مهدی غبرایی

نشر ثالث


فقط می تونم بگم دوست داشتم ساعت ها بعدش گریه کنم...

راستش تو روال داستان زیاد غافلگیر نشدم جز انتهاش که بعد از مرگ شخصیت اصلی فکر میکردم چرا کتاب تموم نشده؟ تا اینکه به خط آخر کتاب که رسیدم فهمیدم خدا تو آفرینش هر آدمی یه دلیل خیلی خیلی خیلی خاص و منحصربفرد گذاشته که گاهی ابعاد اون پس از مرگ آدم منتشر میشه...

و اینکه بعد از مدتها یه کتابو بدون زمین گذاشتن خوندم... دلم برای این حس تنگ شده بود...

 

پ.ن: ممنون از آیدای عزیزم بابت معرفی و امانتش



تاريخ : شنبه ٧ تیر ۱۳٩۳ | ٦:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ساریتوس | نظرات ()
  • قالب وبلاگ | قالب وبلاگ