یادداشت مهندس نقره کار در نقد دعوت پیتر آیزنمن به ایران

یادداشت مهندس نقره کار در نقد دعوت پیتر آیزنمن به ایران

منبع: http://www.iust.ac.ir/find-89.12677.32926.fa.html#user_comments

پیتر آیزنمن ( معمارآمریکایی ) کیست و چرا به ایران اسلامی دعوت می شود ؟

ایدئولوژیهای سیاسی ، دارای یک پیش زمینه فرهنگی، هنری و یا به طور کلی دارای یک جهان بینی، انسان شناسی، زیبایی شناسی و فلسفه هنر پشتیبان و حامی می باشند که توجیه کننده سیاستها و برنامه های آنها است.

آیزنمن و امثال او، از معمارانی هستند، که از ابعاد فوق به خصوص در فلسفه هنر، جزء شکاکان و ساختارشکنان بوده و هر نوع باور و معیار ثابتی را در نظر و عمل نفی می نمایند، یعنی در حوزه زیبایی شناسی و فلسفه هنر ، ( بر خلاف حکمت هنر سلامی)به هر نوع باور بینشی (هستی شناسی) یا گرایش های ارزشی (حلال و حرام عملی) کفر می ورزند.

  به عنوان نمونه او می گوید ، اگر معیار و ایده امروز خود را، برای طراحی یک خانه مطلوب ، فردا کاملا تغییر ندادهو ساختار زدایی نکنم ، من انسان نیستم.

  یعنی من از خود و مخاطبانم هیچ دریافت ثابت و روشنی ندارم و هیچ جهت و غایت مشخص تکاملیرا برای خود و انسانهای مخاطب قائل نیستم .

  یعنی ایشان برای خود و مخاطبین چه از بعد نظری ( هستی شناسی ) و چه از بعد عملی ( ارزشهای اخلاقی و احکام حلال و حرام) هیچ نوع معیار و اصل ثابتی قائل نیست و نیات و ایده های خود و نیازهای مخاطبین را تابع هیچ بینش و ارزش ثابتی نمی داند.


 

در این رویکرد، ایشان علاوه بر آنکه عالم را در عالم دنیا محدود می نماید و خود وسایر انسانها را در بعد مادی و حیوانی محصور می کند ، موجب از خود بیگانگی و مسخ فطرت الهی و روح تعالی جوی خود و سایر انسانها می شود و فلسفه هنر پوچ گرا (نیهیلیستی ) و هرج و مرجطلب(آنارشیستی) نتیجه اجتناب ناپذیر چنین انسان شناسی است.در این رویکرد عملا به صاحبان زر و زور و تزویر نیز این مجوز را می دهند ، که بر مبنای گرایشات حیوانی و اشباع ناپذیر خود، هر نوع فساد و جنایتی را روا دارند و هر کاری مجاز شمرده می شود، و هیچ معیار و داوری نیز برای ارزیابی و نقد اعمال و آثار حاکمان مستکبر ارائه نمی نمایند.

  این اندیشه به بهانه نظریه داروین پیروی بی چون و چرا از نفس اماره، یعنی (لیبرالیسم) را در انسان شناسی و ماکیاولیسم شیطانی و سیاسی استکبار جهانی را در سلطه امپریالیستی آن بر جهان توجیه فلسفی _ هنری می نماید .

  در این اندیشه همه اجزاء و عناصرعالم دنیا و از جمله انسانیکه حیوان تعریف شده ، در حال تغییر و دگرگونی مادیبوده و در جبر مجموع عناصر محیطی و شرایط زمانی و مکانی قرار می گیرد .

  در این اندیشه با نفی روح الهی انسان و فلسفه معاد، برای انسانها سرنوشتی جز پیری و مرگ ، برای جامعه جز تنازع و جنگ و برای لذت جوئی و زیبایی ، جز شهوت و غضب و برای حاکمان جز سلطه (زر و زور و تزویر) چیزی را نمیشناسد و از چیزی دفاع نمی کند .

  این رویکرد همان گرایش شیطانی است، که از فطرت الهی و روح جاویدان انسانها، اظهار بی خبری می کند و خلقت آدم را تنها به خاک نسبت می دهد و ملعون خداوند است تا روز قیامت .

  در این رویکرد که بی خبر از نفس عقلانی و نفس روحانی انسانها است، در فلسفه هنر، با پیروی از سامری های بت ساز، گوساله های زرین و بت های فریبنده را به نام آثار معماری میسازند و شهرهای ما را که باید شهر امن (بلد امین) و شهر پاک ( بلدطیب) و شهر یاد خدا ( ذکر ا..) باشد، ازساختمانهای ظاهر فریب و هیولاهای نا مانوس ، بی معنا و رهزن ، پر کرده اند.

  در یک کلام آیزنمن و امثال او بت سازان معاصر در حرفه معماری اند.بی جهت نیست که اغلب به نوعی وابسته به جریانهای صهیونسیتی فراماسونری و اسکتباری (غربی ، عبری و عربی)بوده و توسط رسانه های آنها به شدت تشویق و تبلیغ میشوند بی سبب نیست که طرح توسعه خانه خدا (بیت اله الحرام)توسط حاکمان سر سپرده عرب به امثال آنها واگذار می شود تا اصالت زدایی کنند و به قلب بیداری اسلامی یعنی ایران انقلابی دعوت می شوند تا فرهنگ زدائی کنند .

  معرفی ، تبلیغ و تشویق این بت سازان معاصر، خودآگاه یا ناخودآگاه ، نوعی تهاجم و شبیخون فرهنگی در حوزه فلسفه هنر و معماری است مکتب اسلام ، انسان را دارای دو بعد مادی و روحانی میشناسد ، از بعد مادی انسانی موجودی است متنوع و متغیر و وابسته به مجموع شرایط زمانی و مکانی آنچنان که امثال آیزنمن می گویندولی از بعد روحی ، انسان دارای فطرت الهی است، از خداست و به سوی خداست ، بنابراین گرایش ذاتی به حقیقتی ازلی و ابدی ، غیر قابل تبدیل و تحویل دارد و حقیقت بالقوه و جاودان انسان، این بعد اوست.

  خداوند خود را با یکصد صفت حسن در قرآن معرفی نموده است ، یعنی معیارها و ارزشهای اصیل ، ثابت و تعالی بخش انسان در حوزه نظر و عمل ، صفات ذاتی و فعلی خداوند است .

  آدم شدن انسان در گرو ایمان و عمل ، مبتنی بر این صفات است .بنابراین در یک کلام می توان گفت در فرهنگ غربی ، بعد از شکاکیت یونان باستان و شکاکیت بعد از قرون وسطی، اکنون سومین دوران اوج شکاکیت در فرهنگ غربی است .

  این شکاکیت به دلیل انحرافات مسیحیت کلیسایی از وحی معصومانه و رویکرد مادی گرای فرهنگ غربی به عالم و آدم است و محروم نمودن خود از وحی خطاناپذیر و تحریف ناشده قرآن و سنت معصومین(س). معجزه انقلاب اسلامی و نقش پیامبر گونه حضرت امام (ره) ، تاریخ فرهنگی جهان را دگرگون نمود ، بیداری اسلامی ، یک رسالت تاریخی و جهانی است، قرن بیست و یک قرن بیداری اسلامی است، علماء دانشمندان و هنرمندان ما، باید با درک چنین مسئولیتی ، رسالت تاریخی خود را در مقابل تهاجم و شبیخون فرهنگی غرب، که جهان را به فساد و خونریزی کشیده است ، بایک جهاد علمی و انقلابی اعمال نمایند .

  بانیان چنین دعوتی، اگر نیت خیری دارند، می توانستند نظرات و آثار امثال آیرنمن را توسط خبرگان فرهنگی و حرفه ای به ارزیابی و نقد بگذارند یا حداقل در میزگردی نظرات و آثار چنین افراد فورمالیسم و بت سازی را به بحث و نقد بکشانند . ما مصرانه از مسئولینمی خواهیم از ورود سربازان شبیخون فرهنگی و هنری دشمن جلوگیری نمایند و از صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران می خواهیم، فلسفه هنر پوچ گرا و اصالت ستیز آنها را توسط خبرگان هنر و معماری به ارزیابی و نقد بگذارند.



تاريخ : پنجشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۳ | ٧:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ساریتوس | نظرات ()
  • قالب وبلاگ | قالب وبلاگ